کوچینگ یعنی چه؟
کوچینگ یا مربیگری حرفه ای، مهارتی است گه در آن کوچ یا مربی به همراه مراجع، یک اقدام شراکتی و دو طرفه با هم انجام می دهند که در طی این فرآیند، کوچ توسط تکنیک ها و استراتژی هایی که بلد است، به مراجع کمک می کند خالق شود مشکالتش
را بتواند حل کند و راه حل های خالقانه و موثری برای حل چالش هایش پیدا کند و قدم به جلو بردارد و به سمت اهدافش برود.

چرا کوچینگ با ارزش است؟ و چرا بسیاری از افراد به کوچینگ نیاز دارند؟ و چرا خصوصا افراد بسیار موفق، از افرادی که در مسابقات؛ که از قدیم در ورزش ها شنیده اید که مربی دارند؛ چرا افرادی که مدیران کالن هستند و صاحبان کسب و کار بزرگ هستند مربی دارند؟ چرا بسیاری از افرادی که اهداف کالن و بزرگ و مهم و رقابتی را دنبال می کنند از مربی و از کوچینگ استفاده می کنند؟

دلیل آن، این است که همه ی ما تجربه داریم و هر کدام از ما که درگیر هدف بزرگی بودیم، تجربه داریم که در مسیر رسیدن به هدف، انسان گاهی دچار باال و پایین ها می شود و گاهی انگیزه اش زیاد است و گاهی انگیزه اش کم است و گاهی نیاز به مهارت ها و تکنیک هایی دارد که در آن لحظه ندارد و باید برود و آن ها را کسب کند. گاهی نیاز دارد به بازخورد بی طرفانه و بدون قضاوت از فرد دیگری که بیاید و کارهای او را ارزیابی کند و به او بازخورد دهد. گاهی به کسی نیاز دارد که در کنار او باشد و بتواند به او گزارش دهد و آن شخص در کنارش باشد تا فرد در مسیر و خط مورد نظرش بماند و از مسیر خارج نشود و در واقع کسی باشد که پشتیبان ما باشد و … به همین دالیل خیلی ساده ولی بسیار مهم و کلیدی که همه ی ما تجربه هایش را داریم، کوچینگ بسیار موثر است.

کوچینگ چه تفاوتی دارد با سایر حرفه هایی که مشابه آن هستند، مانند مشاوره یا Consulting؟

در مشاوره یا Consulting ،فرد مشاور یک تخصصی دارد و یک سری راه حل دارد برای یک سری از مشکالت مشخص که حرفه ی بی نظیر و فوق العاده ای است. در برخی موارد افراد از مشاور استفاده می کنند تا راه حل های مشخصی به سواالت و مشکالتشان ارائه دهند. اما در کوچینگ تفاوت این است که کوچ یا مربی کمک می کند با ابزارهایی که دارد که مراجع خودش راه حل هایش را پیدا کند و تفاوت این است که وقتی فرد خودش راه حل های اختصاصی و انحصاری خودش را پیدا می کند، معموال مقید تر خواهد بود بر انجام آن ها.

چه تفاوتی دارد کوچینگ با تراپی؟

تفاوتش این است که در تراپی هم تراپیست یا روان درمانگر، می خواهد به فرد کمک کند اما بیشتر مسئله برمی گردد به مشکالت و گره های مربوط به گذشته، مربوط به کودکی و معموال و نه همیشه این طور است که تراپی برای افرادی است که عملکرد معمول
خودشان را از دست داده اند و آنقدر گرفتاری دارند که اصال دیگر به کارهای معمول و روزمره خودشان نمی رسند و تراپیست کمکشان می کند برگردند به حالت عادی. اما در کوچینگ فرد، فردی کامال عادی است و عملکرد معمولی دارد اما گیج و گم است و عملکرد حداکثری ندارد و در واقع کوچ کمک می کند که فرد بتواند راهش را پیدا کند و هدفش را پیدا کند و چالش هایش را حل کند.

بد نیست این را هم بگویم که کوچینگ با منتورینگ نیز متفاوت است زیرا در بحث منتورینگ، منتور کسی است که مسیری را رفته است و تجربه اش را دارد و در آن مسیر موفق شده است و می آید به عنوان یک فرد خبره و با تجربه، دست جوانتر ها و تازه واردها را می گیرد و تجربه ی خودش را با آن ها به اشتراک می گذارد و به آن ها راه حل هایی می دهد که آن ها بتوانند موفق تر باشند.

در انتها این را بگویم که کوچینگ هم تقریبا مانند همه ی کارهای دیگر، انواع و اقسام تخصصی دارد و مثال فرض کنید کوچینگ کسب و کار داریم، کوچینگ دانش آموزان، کوچینگ روابط، حتی خیلی فوق تخصص مثال در بحث روابط، خودش کلی زیرشاخه دارد. کوچینگ مدیران را داریم و معموال شما می بینید که مثال کوچ هایی هستند که در یک یا دو یا سه زمینه بر اساس تجربه ای که دارند و بر اساس آموزش هایی که دیده اند فعالیت می کنند و به مخاطبانشان کمک می کنند.